افتتاح سایت برای عموم
بار گذاری کامل مطالب تا چند روز دیگر

هشام بن احمر گوید: همراه امام کاظم علیه السلام بودم. آن حضرت سوار بر مرکب بود و در خارج از شهر مدینه حرکت می کردیم. ناگاه دیدم ایشان از مرکب خود پیاده شد و به سجده افتاد و سجده ای طولانی آورد. سپس سر از سجده برداشت. از آن حضرت پرسیدم: قربانت گردم چرا سجده شما طولانی شد؟ امام کاظم علیه السلام فرمود: «هنگام حرکت، به یاد نعمتی افتادم که خداوند به من عطا فرموده است، خواستم خدا را برای آن نعمت سجده کنم».
امام کاظم علیه السلام عبد صالح خدا و بنده شکرگزار پروردگار بود و این ستایش و سپاس گزاری، در همه حالت های زندگی آن امام همام به خوبی نمایانگر است.

ادامه مطلب … »

پس از این‌که حضرت ولیّ عصر با برپایی قسط و عدل، سعادت را برای بشر به ارمغان آورد و جهانیان از عطر عدالت مهدوی سرمست شدند، زندگی این‌جهانی آن حضرت به‌پایان می‌رسد. در این‌که آیا آن بزرگوار با مرگ طبیعی از این جهان خواهند رفت یا با شهادت، اختلاف وجود دارد. برخی با استناد به روایت امام صادق که می‌فرماید: «ما منّا الّا مسموم أو مقتول؛ هیچ‌یک از ما [اهل‌بیت] نیست، مگر آن‌که مسموم یا کشته می‌شود» (خزاز رازی، ۱۴۰۱: ۲۲۷؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ج۲۷، ۲۱۷)، بیان می‌دارند که اهل‌بیت همگی با مقام رفیع شهادت از دنیا می‌روند، نه با مرگ طبیعی و حضرت مهدی نیز از این امر مستثنیٰ نیست. آنان برای تقویت قول خود روایت زیر را شاهد می‌آورند: امام صادق فرمود: فإذا تمّت سبعون السنةأتی الحجّة الموت فقتلته امرأة من بنی‌تمیم إسمها سعیدة و لها لحیة کلحیة الرّجل بهاون صخر من فوق سطح و هو متجاوز فی الطریق؛ (یزدی حائری، ۱۴۲۲: ج۲، ۱۳۹) هنگامی‌که هفتاد سال گذشت، مرگ حجت خدا فرا می‌رسد. پس زنی از بنی‌تمیم به نام سعیده _ که مانند مردان ریش دارد _ سنگ بزرگ هاون را هنگام عبور امام از پشت بام به‌سوی آن حضرت پرتاب می‌کند و ایشان را به قتل می‌رساند.

ادامه مطلب … »

ادامه مطلب … »

“فیلسوف اسم فکر خودش را «عقل» می‌گذارد/ در حالی که عقل فقط متعلق به معصوم است

ادامه مطلب … »

کشتی بادبانی بزرگ دربندر بمبئی پهلوگرفت. مسافران پیاده شدند. آخرین مسافری که از کشتی خارج شد؛ مردی جوان بود با قیافه ای تکیده و رنگ و رویی پریده و لباسهایی مندرس اما تمیز. باقدمهای آهسته از ساحل دور شد. خودش را به بازار شهر رساند. مقداری نان خرید و در کوله بارش گذاشت. کوزه سفالی اش را هم پر از آب کرد. از رهگذری سراغ راه حیدرآباد را گرفت. ساعتی بعد بیرون از بمبئی در جاده ای حرکت می کرد که به شهر حیدرآباد ختم می شد. جاده پیچ و تاب می خورد و در دور دست های افق محو می شد. گرمای آفتاب آزاردهنده بود. مرد جوان با همسفرانش سکوت و تنهایی، به راه خود ادامه می داد. عصر هنگام به تدریج از گرمای آفتاب کاسته شد و هوا رو به خنکی گذاشت. کم کم در دو سوی جاده درختانی پیدا شدند.

ادامه مطلب … »

بسیاری از مراجع و فقهای عظام کنونی مخالف فلسفه هستند/ نگاهم به مدرنیته سطحی نیست

ادامه مطلب … »

ابلیس پس از به انحراف کشاندن دین مبین اسلام ، به تخریب توحید، نبوت و امامت بسنده نکرد و با بهره گیری از شیاطین اِنسی ، توانست در لباس تصوف ، جایگاه خود را تا جایگاه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و بلکه بالاتر از ایشان برساند و از القابی مانند عدو مبین و عدو الله بودن به سرور مهجوران و سیدالموحدین و مظهر جمال الهی عدول کند. تقدیس شیطان

یکی از بزرگترین انحرافات و بدعت های متصوفه در اسلام ، دیدگاه خلاف اجماعی است که از ابلیس در جهان بینی خود ارائه می دهند. دیدگاهی که طی آن ابلیس در کنار انبیاء قرار گرفته و خلقت نوری و جنبه هدایتگری پیدا می کند و تا جایی پیش می رود که حتی موحد دانستن او جزء اصول اعتقادی فرض شده و کافر خواندن ابلیس سبب تکفیر می گردد. به طور کلی در این مقاله سعی شده است ضمن بحث تاریخی این اندیشه ، ریشه یابی کلامی آن نیز صورت بگیرد. گرچه شدت وضوح بطلان این نظریه ، ما را از نقد آن بی نیاز می کند چرا که هرکس از ابتدایی ترین آموزه های قرآن کریم مطلع باشد متوجه تضاد آن با معارف اسلامی خواهد شد ، لکن در پایان مقاله نکاتی در نقد این دیدگاه بیان می گردد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب … »