افتتاح سایت برای عموم
بار گذاری کامل مطالب تا چند روز دیگر

۱۴ ربیع الاول  سالروز مرگ یزید بن معاویه است. ابوخالد(۱) یزید بن معاویة بن ابی­سفیان در سال ۲۵(۲) یا ۲۶ هجری(۳)از مادری به نام میسون دختر بجدل کلبی به دنیا آمد.(۴) قبیله کلب از قبایل چادرنشین اطراف حُوّارین(۵)بوده صاحب نفوذ و نفوس بسیار در منطقه بودند. آنان قبل از مسلمان شدن بر دو آیین مسیحیت و بت­پرستی بودند گویا معاویه به جهت نفوذ بسیار آنان در منطقه و برخی مصالح سیاسی با دختری از این قبیله به نام میسون ازدواج کرد. اما میسون دمشق و فضای محدود قصر معاویه را برنتافته اشعاری در مدح بیابان و قبیله و مذمت قصر معاویه سرود؛ این اشعار به گوش معاویه رسید از این­رو میسون را سرزنش کرده طلاقش داد. در کتاب تجارب السلف واقعه تولد یزید اینگونه بیان شده است که با بسیاری از منابع تاریخی مطابقت دارد. بنا بر این قول نامشروع بودن تولد یزید اثبات می­گردد؛ در این کتاب از قول عده­ای از مورخان آمده: «میسون دختر بجدل را [جهت ازدواج] نزد معاویه بردند در حالی­که او از غلام پدر خود “سفاح” حامله بود؛ او پیش معاویه وضع حمل کرد.»(۶)یزید نیز مانند پدرش و جدش از طرف مادر وضعیت خوبی ندارذونطفه ی او نیز حرام بسته شده است گرچه معروف آن است که معاویه پدر یزید است.(۷)

 

ابوخالد(۱) یزید بن معاویة بن ابی­سفیان در سال ۲۵(۲) یا ۲۶ هجری(۳)از مادری به نام میسون دختر بجدل کلبی به دنیا آمد.(۴) قبیله کلب از قبایل چادرنشین اطراف حُوّارین(۵)بوده صاحب نفوذ و نفوس بسیار در منطقه بودند. آنان قبل از مسلمان شدن بر دو آیین مسیحیت و بت­پرستی بودند گویا معاویه به جهت نفوذ بسیار آنان در منطقه و برخی مصالح سیاسی با دختری از این قبیله به نام میسون ازدواج کرد. اما میسون دمشق و فضای محدود قصر معاویه را برنتافته اشعاری در مدح بیابان و قبیله و مذمت قصر معاویه سرود؛ این اشعار به گوش معاویه رسید از این­رو میسون را سرزنش کرده طلاقش داد. در کتاب تجارب السلف واقعه تولد یزید اینگونه بیان شده است که با بسیاری از منابع تاریخی مطابقت دارد. بنا بر این قول نامشروع بودن تولد یزید اثبات می­گردد؛ در این کتاب از قول عده­ای از مورخان آمده: «میسون دختر بجدل را [جهت ازدواج] نزد معاویه بردند در حالی­که او از غلام پدر خود “سفاح” حامله بود؛ او پیش معاویه وضع حمل کرد.»(۶)یزید نیز مانند پدرش و جدش از طرف مادر وضعیت خوبی ندارذونطفه ی او نیز حرام بسته شده است گرچه معروف آن است که معاویه پدر یزید است.(۷)

در هر صورت، میسون پس از طلاق، به همراه فرزندش “یزید­” به قبیله خود بازگشت؛ یزید در میان این قبیله که از قبایل فصیح عرب بود رشد کرد و بزرگ شد. این امر باعث شد که یزید از سویی از این قبیله و نیز از مادرش که در فصاحت و بلاغت حظی وافر داشت فصاحت و بلاغت را به خوبی بیاموزد و از سوی دیگر تحت تأثیر عقاید مسیحیان تازه مسلمان این قبیله پرورش یابد.

پس از آن‏که معاویه از میسون جدا شد و یزید را به طایفه میسون فرستاد، افزون بر اخلاق ظاهرى بادیه نشین و صحراگزینى، در یزید خصوصیاتی چون علاقه به شکار، اسب سوارى، تربیت حیوانات و بازى با سگ و میمون، شراب‏خوارى، رقص، سگ‏بازى و خوش‏گذرانى جزء طبیعت وجودى وى در آمد.

علاقه چشم‏گیر یزید به شعر و شعرسرایى و توصیف مى، مى‏گسارى و معشوقه در اشعار او بیانگر روحیه‏ اى به دور از سیاست و حکومت است. او از شجاعت، دلاورى و رزم‏ هاى مشهور قبیل ه‏اى بهره‏ اى نداشت. به همین دلیل دوران حکومت ۳ ساله او سراسر بی نظمی وتصمیمات خلاف سیاست ودیانت مانند دستور قتل امام حسین واقعه قتل عام مدینه و تخریب کعبه بود.

یزید که پس از مرگ معاویه در نیمه دوم رجب سال ۶۰ اعلام خلافت کرده بود در نامه‌ای به ولید بن عتبه حاکم مدینه از او خواست که از حسین بن علی، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر برای او بیعت بگیرد. اجرای خواست یزید با موانع زیادی روبرو شد و اعلام خلافت او اعتراضات بسیاری در بین مسلمانان شکل گرفت. علاوه بر این سه تن تعداد دیگری از جمله عبدالرحمن بن ابی بکر، اصحاب پیغمبر، خوارج و شیعیان عراق خلافت موروثی را خلاف سنت پیغمبر و سیرهٔ خلفا می‌دانستند.

امام حسین (علیه السلام) اعلام کرد که خلافت یزید بر خلاف اسلام و قرارنامهٔ صلح برادرش امام حسن( علیه السلام) است و از بیعت با یزید سر باز زد. عبدالله بن عمر گفت که اگر قرار بود خلافت از پدر به پسر برسد من الآن پس از پدرم خلیفه بودم و بدین ترتیب ادعای خلافت هم کرد. عبدالله بن زبیر در مکه از اطاعت از یزید سرباز زد و به دعوت علیه حکومت یزید پرداخت. در میان همهٔ مخالفان یزید، فقط برای دفع قیام حسین بن علی و عبدالله بن زبیر به خشونت گرایید. واقعه حمله به شهر مکه به دستور یزید بن معاویه از مسلمات تاریخی است که مورخان معروف اهل سنت از جمله طبری در تاریخ خود و ابن اثیر در کتاب الکامل آنرا نقل کرده اند.(۸) در مورد دلیل این حمله در تاریخ می خوانیم که:

امام حسین- علیه السّلام – به سمت کوفه حرکت کرده بود و دربین راه خبر شهادت مسلم را شنید اما به راه خود ادامه داد. تا زمانی که به لشگریان عبیدالله برخورد و به سمت کربلا رفت. ودر دهم محرم در کربلا امام حسین- علیه السّلام – و یارانش به شهادت رسیدند و اهل بیت محمد- صلّی الله علیه و آله -به اسارت رفتند. و جسم نورانی امام حسین- علیه السّلام – سبط النبی بدون کفن در صحرای کربلا رها شد و سر مبارکش را برای یزید به دمشق فرستادند.(۹)

پس از واقعه عاشورا، قیام های متعددی در نقاط مختلف دنیای اسلام علیه حکومت بنی امیه و به خصوص یزید بن معاویه صورت گرفت. بعضی از این قیام ها به انگیزه خونخواهی از حسین بن علی و یارانش صورت گرفت، و بعضی نیز اهداف دیگری را دنبال می کرد.

یکی از این قیام ها قیام مردم مدینه بود. یزید برای مقابله با این قیام سپاهی به فرماندهی مسلم بن عقبه به سوی این شهر فراهم کرد. این سپاه در طی سه روز چنان قتل و غارت و جنایاتی در مدینه مرتکب شد که بیان از گفتن آن عاجز است. سر کوبی قیام مردم مدینه، در ذی حجهٔ سال ۶۳ هـ.ق رخ داد. علامه حلی می نویسد:  مردم در دریاى خون شناور بودند به طوری که خون به قبر رسول خدا(ص) رسیده، روضه و مسجد پر از خون شده بود. (۱۰ )در همان ایام عبدالله بن زبیر نیز که در مکه سکونت داشت، اعلام مخالفت با یزید کرد و مردم مکه و حجاز را به اطاعت از خود دعوت کرد. یزید که اطلاع یافته بود عبدالله بن زبیر طرفداران فراوانی پیدا کرده است، برای مقابله با قیام او به مسلم بن عقبه دستور داد پس از فرونشاندن قیام مردم مدینه با سپاه خود عازم مکه شود و قیام ابن زبیر را نیز سرکوب کند. مسلم بن عقبه در اواخر سال ۶۳ هـ.ق رهسپار مکه شد. وی در بین راه در گذشت و به دستور یزید، حصین بن نمیر جانشین وی شد.واوبه دستور یزید مکه را آتش زد وویران نمود.(۱۱)

خلاصه حکومت سه ساله یزید بر بلاد اسلامی در سه موضوع خلاصه شد.

سال اول : شهادت امام حسین علیه‌السلام و یارانش و اسارت خاندان پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم

سال دوم : قتل عام و کشتار اهل مدینه و صحابی و یاران پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم

سال سوم : حمله به مکه و اتش زدن خانه کعبه.

عملکرد یزید در دوران خلافتش از او فردی منفور ومطرود ساخت وسر انجام در ۱۴ ربیع الاول سال ۶۴ هجری  مرگ اودر سن ۳۸سالگی فرا رسید و دوران سیاه حکومت او به پایان رسید تاریخ اقوال گوناگونی را از چگونگی و کیفیت مرگ او گزارش نموده است:

روایت اول – سیدبن طاووس در لهوف می گوید: یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد، ناگاه آهویی ظاهر شد یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام می‌کنم کسی با من نیاید. آهو او را از این وادی به وادی دیگر می‌برد. نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند.یزید در صحرا به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب می‌کشید. مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد.

یزید گفت: اگر بدانی که من کیستم بیشتر من را احترام می‌کنی! آن اعرابی گفت ای برادر تو کیستی؟ گفت: من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم. اعرابی گفت: سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی(علیهماالسلام) هستی ای دشمن خدا و رسول خدا.اعرابی خشمگین شد و شمشیر یزید را گرفت که بر سر یزید بزند، اما شمشیر به سر اسب خورد، اسب در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد. اسب سرعت می‌گرفت و یزید را بر زمین می‌کشید، آنقدر او را بر زمین کشید که او قطعه قطعه شد. اصحاب یزید در پی او آمدند، اثری از او نیافتند، تا این که به اسب او رسیدند فقط ساق پای یزید روی رکاب آویزان بود.

روایت دوم – شیخ صدوق میفرماید: یزید شب با حال مستی خوابید و صبح مرده او را یافتند در حالی که بدن او تغییر کرده،مثل آنکه قیر مالیده باشند.بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.

روایت سوم – هبی از محمد بن احمد بن مسمع نقل می‏کند که گفت: یزید مست کرد و بلند شد که بر قصد. اما با سر بر زمین خورد که سرش شکافت و مغزش آشکار شد.

بلاذری در انساب الاشراف می‏نویسد: پیری از شامیان به من گفت: علت مرگ یزید این بود که او در حالت مستی بوزینه ‏اش را بر الاغ سوار کرد. سپس به دنبال او آن گونه دوید که گردنش شکست، یا چیزی در درونش [احتمالا زهره اش] پاره گردید.

روایت چهارم – در “الکامل فی التاریخ” آمده است : یزید بن معاویه در پانزدهم ربیع الاول سال ۶۴ قمری در اطراف دمشق به علت برخورد پاره‌سنگی که از منجنیقی پرتاب شده‌بود و به یک طرف صورت وی برخورد کرده بود به بیماری‌ای مبتلا شد و این بیماری مرگ وی را به همراه داشت. پس از آن، وی در قبرستان باب الصغیر که در حوالی همان شهر است دفن گردید.

همچنین گزارش شده که صورت او پس از مرگ، همچون قیر، سیاه شد و با ظاهری چون باطنش به عالم آخرت منتقل شد.

آنچه مسلم است او فردی مطرود در جهان اسلام می باشد به حدی که اجماع علمای اسلام برلعن او تعلق گرفته است وحتی علمای اهل سنت نیز علی رغم بعضی معاندین خاندان اهل بیت (ابوحامد محمد غزالی طوسی عالم شافعی که مدرس مدرسه نظامیه ی بغداد بود فتوایی مبنی بر عدم جواز لعن یزید صادر کرد. غزالی نوشت: «دخالت یزید در کشتن حسین بن علی مسلم نیست و اگر هم باشد قتل نفس فسق است نه کفر، به علاوه ممکن است که یزید توبه کرده باشد و از همهٔ این‌ها گذشته لعن انسان که سهلست، لعن حیوان هم صحیح نیست و رسم لعن و نفرین ناپسند است زیرا که خداوند لعنتگران و ناسزاگویان را دوست ندارد» غزالی هر چند فتوای منع لعن یزید را صادر کرد اما با مسامحه و پرده پوشی بر نابکاری‌های یزید مخالف بود. بر اعتقاد بعضی این فتوای غزالی به خاطر تعصب ناخودآگاه وی بر ضد شیعه و اصرار شیعه بر لعن یزید بود. )به لعن او پرداخته اند.

که از آن جمله می توان به فتاوای الیافعی: “و آن کس که امر به قتل حسین بن علی رضی الله عنه کرد و آن کس که او را به قتل رساند و آن کس که آن را حلال دانست و راه را برای قتل حسین بن علی فراهم داشت همهٔ این‌ها کافر هستند و مستحق لعن (۱۲)

التفتازانی (شرح عقاید النفسیه): “حق این است که یزید به قتل حسین رضایت داد و او را چنین بشارت دادند و به اهل بیت رسول اهانت کرد پس لعنت خدا بر وی و بر یاران و همراهان اوست.”

الذهبی: “یزید ناصبی غلیظ و تندخویی بود که اخلاق سگان را داشت و مسکر می‌نوشید و از هیچ معصیت و منکری روی گردان نبود. دولتش به قتل حسین آغاز گشت و به ویرانی کعبه تمام یافت (۱۳)

ابن کثیر: “به راستی یزید پیشوایی فاسق و کافر و شایستهٔ لعن بود.( ۱۴)

المسعودی: “و یزید مردی ستمگر و ظالم و فاسق بود و مسوول در قتل نوادهٔ رسول خدا صلی الله علیه و سلم و اصحاب او رضی الله عنهم است. او آشکارا شراب می‌نوشید و با سگان می‌نشست. اخلاقش اخلاق فرعون بود. جز این که فرعون در امر رعیت مدارا بیشتر می‌نمود تا وی و انصاف بیشتر داشت و تدبیر بیشتر.( ۱۵) در این زمینه اشاره نمود.

بسیاری از علمای اهل سنت از جمله سبط بن الجوزی، القاضی ابویعلی، جلال الدین سیوطی، ابن حزم، شوکانی، جاحظ، شیخ محمد عبده و القرضاوی, امام احمد بن حنبل همه یزید را کافر و فاسق دانسته و رای به جواز لعن یزید داده‌اند.

———————————————————————————————-
پی نوشتها:

۱) بلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق احسان عباس، بیروت، جمعیة المستشرقین الامانیه، ۱۹۷۹، ج ۵، ص ۲۸۶ و ابن­کثیر، ابو الفداء اسماعیل بن عمر؛ البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج ۸، ص ۲۲۶ و مسعودی، علی بن الحسین؛ التنبیه و الاشراف، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی، بی­تا، افست قم، الثقافة الاسلامیه، ص ۲۶۲ و مجهول؛ مجمل التواریخ و القصص، تحقیق ملک الشعراء بهار، تهران، کلاله خاور، بی­تا، ص ۲۹۹ و ابن­قتیبه دینوری؛ المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲، ص ۳۵۱٫

۲) ابن­اثیر، علی بن ابی­الکرم؛ الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر  داربیروت، ۱۹۶۵، ج ۳، ص ۳۸ و سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر؛ تاریخ الخلفاء، تحقیق محیی الدین عبدالحمید، قم، شریف رضی، چاپ اول، ص ۲۰۵ و البدایه و النهایه، پیشین، ص ۲۲۶ و ابن­عساکر؛ تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵، ج ۶۴، ص ۳۹۷٫

۳) تاریخ الخلفاء، پیشین، ص ۲۰۵ و البدایه و النهایه، پیشین، ص ۲۲۶ و تاریخ مدینه دمشق، پیشین، ج ۶۴، ص ۳۹۷٫

۴) یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر، بی­تا، ج ۲، ص ۲۴۱ و التنبیه و الاشراف، پیشین، ص ۲۶۲ و الکامل، پیشین، ج ۴، ص ۱۲۵ و تاریخ مدینه دمشق، پیشین، ج ۶۴، ص ۳۹۵٫

۵) حُوّارین از آبادی­های حلب و از دهکده­های خوش آب و هوای منطقه حمص در شام است. حموی، یاقوت؛ معجم البلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵، ج ۲، ص ۳۱۵٫

۶) صاحبی نخجوانی، هندوشاه؛ تجارب السلف، به اهتمام امیر سید حسن روضاتی، اصفهان، نشر نفائس مخطوطات، ۱۳۶۱ش، ص ۵۸٫

۷) نمونه های دیگر از این انتساب های غیر واقعی در طول زندگی معاویه تکرار شده است و تاریخ به آن شهادت می دهد.

8) تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج ۷ صص ۳۱۲۱-۳۱۱۷٫کامل ابن اثیر، ترجمه عباس خلیلی، ج ۳، صص ۲۶۰-۲۵۸٫)تاریخ سیاسی اسلام ،حسن ابراهیم حسن، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صص ۳۵۴-)

۹) بانک مقالات سایت تاریخ اسلام و همچنین کتاب تاملی در نهضت عاشورا

۱۰) «منهاج الکرامه ص۵۹

۱۱) الامامة و السیاسة، ج ۲، ص ۱۲؛ شذرات الذهب، ابن عماد حنبلى، ج ۱، ص ۲۸۷٫

۱۲) شذرات من ذهب / ابن العماد الحنبلی: ۱ / ۶۸

۱۳) المصدر

۱۴) البدایه ۸/۲۳۸

۱۵) مروج الذهب : ۳ / ۸۲

منبع:http://www.shia-online.ir/

  1. نجوا می‌گه:

    سلام-خدا قوت-خوشحال میشیم به ما هم سر بزنید-التماس دعا