خرید کریو

خرید vpn

خرید کریو

خرید vpn

خرید وی پی ان

وی پی ان

دانلود فیلم

علت اینکه نام امام علی علیه السلام در قرآن نیامده چیست؟ | هیئت متوسلین ابوالفضل گناباد

افتتاح سایت برای عموم
بار گذاری کامل مطالب تا چند روز دیگر

چرا نام علی(ع) در قرآن نیامده است؟

به طور خلاصه میتوان گفت: علّت عدم ذکر نام علی(ع) در قرآن، ممکن است موارد زیر باشد:

پاسخ ۱ : بنای قرآن همواره بر این است که مسایل را به صورت اصول کلی بیان کند و حتی الامکان وارد جزئیات نشود که این خود، بنا به مصالح و حکمت‏هایی است که ذکر آن در وسع این مجال نیست؛ شاید خداوند تبارک و تعالی نمیخواسته است در چنین مسأله‏ای که بالاخره هوا و هوس‏ها دخالت میکند، مطلب به صورت صریح ذکر شود چرا که ممکن بود با توجیه و با بهانه‏هایی همچون اجتهاد و…. برای دستیابی به برخی مقاصد، حرمت کلام الهی شکسته گردد؛ همچنان که این امر در مورد سخنان پیامبر(ص) اتفاق افتاده است.مرحوم مطهری در کتاب امامت و رهبری میفرمایند: «….اگر آیه‏ای هم به طور صریح در این خصوص وجود داشت، باز آن را توجیه میکردند. پیغمبر(ص) در گفتار خودش به طور صریح گفت: هذا علی مولاه. دیگر از این صریح‏تر چه میخواهید؟! ولی خیلی فرق است میان گفتار پیغمبر(ص) با این صراحت را زمین زدن و آیه قرآن را با وجود کمال صراحت اسمی در آن، همان روز اول بعد از وفات پیغمبر(ص)، زمین زدن…»/

چرا نام علی(ع) در قرآن نیامده است؟

به طور خلاصه میتوان گفت: علّت عدم ذکر نام علی(ع) در قرآن، ممکن است موارد زیر باشد:

پاسخ ۱ : بنای قرآن همواره بر این است که مسایل را به صورت اصول کلی بیان کند و حتی الامکان وارد جزئیات نشود که این خود، بنا به مصالح و حکمت‏هایی است که ذکر آن در وسع این مجال نیست؛ شاید خداوند تبارک و تعالی نمیخواسته است در چنین مسأله‏ای که بالاخره هوا و هوس‏ها دخالت میکند، مطلب به صورت صریح ذکر شود چرا که ممکن بود با توجیه و با بهانه‏هایی همچون اجتهاد و…. برای دستیابی به برخی مقاصد، حرمت کلام الهی شکسته گردد؛ همچنان که این امر در مورد سخنان پیامبر(ص) اتفاق افتاده است.مرحوم مطهری در کتاب امامت و رهبری میفرمایند: «….اگر آیه‏ای هم به طور صریح در این خصوص وجود داشت، باز آن را توجیه میکردند. پیغمبر(ص) در گفتار خودش به طور صریح گفت: هذا علی مولاه. دیگر از این صریح‏تر چه میخواهید؟! ولی خیلی فرق است میان گفتار پیغمبر(ص) با این صراحت را زمین زدن و آیه قرآن را با وجود کمال صراحت اسمی در آن، همان روز اول بعد از وفات پیغمبر(ص)، زمین زدن…»/

نقل شده است که یک نفر یهودی، در زمان حضرت امیر(ع) به قصد طعن و سرکوفت مسلمانان به حوادث نامطلوب صدر اسلام اشاره کرده و میگوید: «ما دُفِنْتُمْ نَبیَّکُمْ حَتّی اًّخْتَلَفْتُم فیهِ»؛ هنوز پیغمبرتان را دفن نکرده بودید که درباره‏اش اختلاف کردید.

امیرالمؤمنین(ع) به او جواب خیلی عجیبی میدهد، ایشان میفرماید: «اًّنّما اًّخْتَلَفْنا عَنْهُ لا فیهِ وَلکِنَّکُمْ ما جَفَّتْ أَرْجُلَکُمْ مِنَ البَحْرِ حَتّی قُلْتُمْ لِنَبِیِّکُمْ: اًّجْعَلْ لَنا اًّلهاً کَما لَهُمْ الهََْ، فَقالَ: اًِّنَّکُمْ قومٌ تَجْهَلُونَ»;{۱} ما درباره پیغمبر(ص) اختلاف نکردیم، اختلاف ما درباره دستوری بود که از پیغمبر ما رسیده بود. ولی شما هنوز پایتان از آب دریا خشک نشده بود که از پیغمبرتان خواستید که همان اصل اول توحیدتان را زیر پابگذارید، گفتید برای ما بتی بساز مثل اینها سپس فرمود شما گروهی نادان هستید/

پاسخ ۲:به عقیده مسلمانان، قرآن کریم در طول ۲۳ سال به مناسبت‏های گوناگون از جانب خداوند بزرگ نازل شده و به وسیله پیامبر اکرم(ص) تنظیم و به دستور ایشان یادداشت گردیده است. با نزول هر یک از آیات، پیامبر(ص) جای آن را مشخص میفرمود . و به این ترتیب آیات قرآن به ترتیب نزول آنها قرار گرفته است، زیرا نخستین سوره‏ای که نازل شده سوره علق است در حالی که در آغاز قرآن قرار نگرفته است و گاه یک آیه مکی در سوره‏ای که بیشتر آن مدنی است، گنجانده شده است و گاه بر عکس در وسط پاره‏ای از آیات که مضامین آن فقهی است، مسایل اعتقادی قرار گرفته است/

یکی دیگر از ویژگیهای قرآن، بیان تمامی مسایل گوناگون فقهی، اعتقادی، تاریخی و اخلاقی است: «…لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ اًّلاّ فی کِتابٍ مُبینِ»{۲} و این ویژگی جامعیت، از مصادیق اعجاز قرآن است. قرآن کریم در جای دیگری میفرماید: «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنّاسِ فی هذَا القرآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ…»;{۳} ما برای مردم در این قرآن از هر نمونه‏ای – چیزی – بیان کردیم/

از این رو قرآن، اصول کلی را بیان فرموده است اما تبیین جزییات را به عهده پیامبر(ص) نهاده است/

قرآن، در بسیاری موارد از کنایه، مجاز و استعاره نیز استفاده کرده است. به گفته علمای علم معانی و بلاغت به کنایه سخن گفتن، از تصریح بهتر و رساتر است/

بنابراین در قرآن به نام افراد و یا جزییات کم‏تر اشاره شده چنان که نام‏های پیامبران بلکه اسامی صحابه و یاران پیامبر نیز نیامده است. آنچه از نگاه قرآن اهمیت دارد، ضرورت نبوت و امامت است اما تعیین مصداق آن، به شیوه‏های دیگر واگذار شده است/

اگر در قرآن نامی از بیشتر پیامبران برده نشده است، – تنها ۲۶ تن نام برده شده‏اند – دلیل آن نیست که آنان پیامبر یا رسول نبوده‏اند زیرا قرآن خود میفرماید: «وَ لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مَنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ…»;{۴} پیش از تو رسولانی فرستادیم که سرگذشت گروهی را برای تو ذکر کردیم و سرگذشت گروهی را ناگفته گذاشتیم/

البته نام برخی از پیامبران به صورت اشاره و کنایه آمده است، به طور مثال نام اشموئیل با عنوان «وقال لهم نبیّهم»{۵} آمده و نام حضرت خضر به عنوان «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا»{۶} ذکر شده است/

پاسخ ۳: قرآن کریم درباره هیچ کس پس از پیامبر اکرم(ص) به اندازه حضرت علی سخن نگفته است، گرچه نام آن حضرت در قرآن به صراحت نیامده است، اما با عناوین و عبارات گوناگونی که از تصریح کردن به نام آن حضرت تأثیر بیشتری دارد، به آن حضرت اشاره نموده است مانند:

الف) «اًّنَّما وَلِیُّکُمْ الله وَ رَسُولُهُ والّذینَ آمَنُوا الّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاَْ وَ یُؤتُونَ الزَّکاَْ وَ هُمْ راکِعُونَ»;{۷} ولی شما خدا و رسول خدا و کسانی هستند که ایمان آورده‏اند و نماز را به پاداشته و زکات را در حال رکوع پرداخت مینمایند/

ب) آیه مباهله: «قُلْ تَعالَوا نَدْعُ أَبْنأَنا وَ أبْنأَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَکُمْ»;{۸} ای رسول بگو بیایید بخوانیم فرزندانمان را و فرزندانتان را و جانمان را و جانتان را… در این آیه از علی به عنوان جان رسول خدا یاد شده است/

ج) «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ»;{۹} این آیه، علی(ع) را کسی معرفی مینماید که تمام علم کتاب نزد اوست/

د) «أَطیعُوا الله وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنْکُمْ».{۱۰}

بنا به این آیه شریفه هم، حضرت علی(ع) ولی امر بوده و اطاعت از او هم‏تراز اطاعت از خدا و رسول دانسته شده است و ده‏ها آیه دیگر که در جای خود بحث شده و به اثبات رسیده است/

آنچه یادآوری شد، گویای این واقعیت است که در قرآن کریم، اگر چه نام حضرت علی برده نشده است اما تعبیراتی بهتر به جای تصریح به نام آن حضرت آمده است و نباید گمان کرد چون قرآن از آن حضرت نام نبرده پس ولایت ایشان اهمیتی ندارد چرا که اگر به قرآن و دستورهای آن از این منظر بنگریم، باید بسیاری از احکام و عقاید که از اهمیت خاصی نزد مسلمانان برخوردار است، از اهمیّت چندانی برخوردار نباشد، در حالی که چنین نیست/

از دیدگاه مسلمانان پیروی از آنچه پیامبر فرموده است واجب است، چون دستورهای آن حضرت مانند فرمان‏های خداوند است. قرآن میفرماید: «…ما أتاکُمُ الرّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا…»;{۱۱} آنچه رسول حق دستور دهد، بگیرید و هر چه نهی کند، واگذارید/

یکی از دستورهای بسیار مهم پیامبر(ص) که در جهت تفسیر و تبیین آیات یاد شده صادر شده است، اطاعت و پیروی از علی است که او را مدار حق و ولی و سرپرست مسلمانان پس از خودش معرفی فرموده است.

پی نوشت

[۱]. نهج‏البلاغه، حکمت ۳۱۷/

[۲]. سوره انعام، آیه ۵۹/

[۳]. سوره اسرأ، آیه ۸۹/

[۴]. سوره غافر، آیه ۷۸/

[۵]. سوره بقره، آیه ۲۴۸/

[۶]. سوره کهف، آیه ۶۵/

[۷]. سوره مائده، آیه ۵۵/

[۸]. سوره آل عمران، آیه ۶۱/

[۹]. سوره رعد، آیه ۴۳/

[۱۰]. سوره نسا، آیه ۵۹/

[۱۱]. سوره حشر، آیه ۷/

  1. s.v می‌گه:

    قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد-ایمان به جز از حب علی پایه ندارد-گفتم که برم سایهه لطفش بنشینم-دیدم که علی نور بود سایه ندارد