افتتاح سایت برای عموم
بار گذاری کامل مطالب تا چند روز دیگر

از امام صادق(ع) درباره استمنا سوال شد آن حضرت فرمود:گناه بزرگی هست که خداوند در قران نهی فرموده است و استمنا کننده مثل این است که با خودش نکاح کرده باشد واگر کسی که چنین کاری کند بشناسم با او هم غذا نمی شوم.(وسایل الشیعه ج ۱۴ ص۲۶۷)

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب … »

دلایل بسیاری از کتب روایی و تاریخی؛ چه از شیعه و چه از اهل سنت وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر اکرم (ص) را تأیید می نماید، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که اگر شهادت را همانند آنچه قرآن کریم بیان فرموده؛ به معنای کشته شدن در راه خدا و رسول تعریف نماییم، بدیهی است که مقام و منزلت شخصی “پیامبر” که کشته شدن در راه اطاعت او شهادت است، به مراتب بالاتر از مقام شهیدان خواهد بود، هرچند که آن مرد الاهی با مرگ طبیعی از دنیا رحلت نموده باشند.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب … »

در زمان امام حسن عسکرى علیه السلام مردم سامرا دچار قحطى شدند . خلیفه به حاجب خود و اهل مملکت دستور داد براى [ انجام نماز و ] طلب باران به خارج شهر بروند . سه روز پیاپى به مصلاى خارج از شهر رفتند و دعا کردند اما باران نیامد . در روز چهارم جاثلیق ، عالم بزرگ مسیحیان با مسیحیان و راهبان به سوى صحرا رفت . در میان آنها راهبى بود که هر گاه دستش را به سوى آسمان بلند مى‏ کرد ، باران فراوان با قطرات درشت مى‏ بارید .

بیشتر مردم در دینشان به تردید افتادند و شگفت ‏زده شدند و به دین مسیحیت گرایش پیدا کردند .

بقیه در ادامه مطلب:

ادامه مطلب … »

در بعضی از کتاب های تاریخی آمده است: یزید با این که همه نوع وسائل شهوت رانى و کام جویى و کامروایى در اختیار داشت، اما باز چشمان ناپاک خود را به بانوى شوهردار عفیفى به نام ارینب دختر اسحاق، همسر عبدالله بن سلام دوخته و به شدت علاقه مند به ازدواج با او بود.

ادامه مطلب … »

احادیث پیامبر در مورد امام حسین (ع )
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .
منبع : کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج ۱۲، ص۵۵۶

ادامه احادیث در ادامه مطلب

ادامه مطلب … »

براء بن عازب مى گوید:با رسول خدا(ص) در سفرى همراه بودیم. در غدیرخم توقف کردیم. ندا در داده شد: الصلاة جامعه (کلمه اى که براى گردآمدن مسلمانان فریاد مى شد). زیر دو درخت براى رسول خدا(ص) تمیز شد، نماز ظهر را خواند و دست على را گرفت و گفت: آیا نمى دانید من سزاوارتر هستم بر هر مؤمنى از خود او؟ همگى گفتند: آرى . پس دست على را گرفت و گفت: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست

ادامه مطلب … »